سازمان‌ها در هر اندازه‌ای که باشند، در مسیر فعالیت و رقابت و در جهت رشد خود نیاز به برنامه‌ریزی و تدوین استراتژی دارند آنها باید بدانند با چه رویکردی در بازار فعالیت کنند و با چه دیدگاهی با رقبای خود مبارزه کنند و چگونه سهم بیشتری از بازار و مشتری به دست بیاورند.
راهبرد یا استراتژی به معنی تعیین اهداف و طرح نمودن برنامه ای برای رسیدن به آنها است.به بیان دیگر راهبرد طرح درازمدتی است که برای نیل به یک هدف بلند مدت مشخص طراحی و تبیین می‌گردد.
ریشه واژه «استراتژی» واژه یونانی «استراتِگیا» (Strategia) به معنای «فرماندهی و رهبری» است. اکنون معنای ساده استراتژی عبارت است از یک طرح عملیاتی به منظور هماهنگی و سازماندهی اقدامات برای دستیابی به هدف.در دیدگاهی دیگر مفهوم لغوی استراتژی: واژه استراتژی از کلمه یونانی (استراتگوس) Strategos گرفته شده است. استراتگوس یا (استراتژ) به معنای لشکر است. استراتگوس به معنی فرماندهی ارتش هم به کار می‌رفت. بطور مثال، ارتش یونان باستان که از گروه‌های کوچک سربازانِ متعلق به خاندان‌های یونانی تشکیل شده بود، توسط افرادی به نام «استراتگوس» فرماندهی می‌شد.
هنری مینتبرگ پنج تعریف از راهبرد را در تئوری مدیریت ارائه کرد:
راهبرد به عنوان برنامه – یک مسیر عملی جهت دار برای دستیابی به مجموعه ای از اهداف مورد نظر. مشابه مفهوم برنامه ریزی راهبردی؛
راهبرد به عنوان الگوی – یک الگوی مداوم از رفتار گذشته ، با راهبرد تکامل یافته در طول زمان و نه برنامه ریزی شده یا در نظر گرفته شده. در جایی که الگوی تحقق یافته با هدف متفاوت باشد، او از این استراتژی به عنوان ظهور یاد می کرد.
راهبرد به عنوان موقعیت یابی – قرار دادن مارک ها ، محصولات یا شرکت ها در بازار ، بر اساس چارچوب مفهومی مصرف کنندگان یا سایر ذینفعان. استراتژی تعیین شده در درجه اول توسط عوامل خارج از شرکت؛
راهبرد به عنوان دزد دریایی – یک مانور خاص برای پیشی گرفتن از رقیب.
راهبرد به عنوان چشم انداز – اجرای استراتژی مبتنی بر “تئوری تجارت” یا گسترش طبیعی طرز فکر یا دیدگاه ایدئولوژیک سازمان.